افعال حالتی و کنشی در انگلیسی

افعال حالتی و کنشی
افعال حالتی و کنشی

افعال حالتی و کنشی

گاهی اوقات افعال در زبان انگلیسی به دو گروه کنشی (dynamic or action verbs) و حالتی (stative verbs) تقسیم می‌شوند. در ادامه به بررسی این دو نوع فعل می‌پردازیم.

افعال کنشی:

افعال کنشی یا حرکتی، وظیفه توصیف یک عمل را بعهده دارند. این افعال بیانگر عملی هستند که انجام می‌دهیم یا اتفاقی که واقع می‌شود.
مثال:

The cat sat by the window.
(.گربه نزدیک پنجره نشست)

In the summer, we will swim in our pool.
(.ما در فصل تابستان در استخر خودمان شنا خواهیم کرد)

John visited his friend and then went home.
(.جان دوستش را ملاقات کرد سپس به خانه رفت)

I will learn to play the guitar this year.
(.من امسال گیتار زدن را یاد خواهم گرفت)

The roof on the house leaks.
(.سقف خانه چکه می‌کند)

توجه: به یاد داشته باشید که عملی که افعال کنشی انجام می‌دهند ممکن است فیزیکی یا ذهنی باشد.
مثال:

He walked to school.  (فیزیکی)
(.او به سمت مدرسه قدم زد)

He thought about the math problem.  (ذهنی)
(.او دربارۀ مسئله ریاضی فکر کرد)

مهمترین افعال کنشی عبارتند از:

abandon, ask, beg, call, drink, eat, help, learn, listen, look at, play, rain, read, say, slice, throw, whisper, work, write, change, deteriorate, grow, mature, slow down, widen, ache, hurt, itch, arrive, die, fall, land, leave, lose, hit, jump, kick, knock, nod, tap

افعال حالتی:

افعال حالتی بر خلاف افعال کنشی، عملی را توصیف نمی‌کنند بلکه این افعال بیانگر یک حالت هستند؛ یعنی به هنگام وقوع این افعال، حرکتی مشاهده نمی‌شود.
مثال:

I need a new phone.
(.من یک تلفن جدید نیاز دارم)

They seem tired.
(.آنها خسته بنظر می رسند)

I hate chocolate.
(.من از شکلات منتفرم)

She believes in UFOs.
(.او به بشقاب پرنده ها اعتقاد دارد)

He owns two motorbikes.
(.او دارای دو موتور سیکلت است)

انواع افعال حالتی به شرح زیر می‌باشند:

افکار:

agree, assume, believe, disagree, forget, hope, know, regret, remember, suppose, think, recognize, understand, …

مثال:

She didn’t agree with me.
(.او با من موافق نیست)

I don’t believe the news.
(.من به اخبار اعتماد ندارم)

I disagree with you.
(.من با شما موافق نیستم)

I’ve known Ali for ten years.
(.من علی را به مدت ده سال است که می‌شناسم)

I promise to help you.
(.من قول می‌دهم شما را کمک کنم)

I don’t remember your name.
(.من نام شما را به یاد نمی‌آورم)

احساسات:

adore, despise, dislike, enjoy, hate, like, love, …

مثال:

I have disliked mushrooms for years.
(.من سالهاست که قارچها را دوست ندارم)

I hate dogs.
(.من از سگ ها متنفر هستم)

I love chocolate.
(.من عاشق شکلات هستم)

حواس:

feel, hear, see, smell, taste, …

مثال:

This soup tastes great.
(.این سوپ مزه فوق العاده‌ای دارد)

Do you hear music?
(آیا موزیک را می شنوی؟)

I see what you say.
(.می‌فهمم چه می‌گویی)

مالکیت:

have, own, belong

مثال:

I have a car.
(.من یک اتومبیل دارم)

She owns three cars.
(.او سه اتومبیل دارد)

This book belonged to my grandfather.
(.این کتاب متعلق به پدر بزرگ من است)

تفاوت افعال کنشی و حالتی:

مهمترین تفاوتِ افعال کنشی و حالتی این است که افعال کنشی را می‌توان به صورت استمراری بکار برد، ولی افعال حالتی را نمی‌توان در حالت استمراری (non continuous) استفاده کرد. 
مثال:

I am reading a book.

این جمله صحیح است؛ زیرا read یک فعل کنشی است و به درستی در حالت استمرای بکار رفته است.

I am needing a new phone.

جمله فوق اشتباه است؛ زیرا need یک فعل حالتی است که نباید به شکل استمراری بکار رود.

افعالی که هم کنشی هستند و هم حالتی:

to be:

افعال to be اگر به معنای «بودن» باشند افعال حالتی و اگر به معنای «رفتار کردن یا عمل کردن» باشند افعال کنشی هستند.

مثال:

He is stupid.
(او احمق است. (احمق بودن جزیی از شخصت اوست

He is being stupid.
(او احمق است. (او فقط همین حالا احمقانه رفتار می‌کند و بطور معمول احمق نیست

think:

فعل think اگر به معنای اعتقاد داشتن باشد فعل حالتی و اگر به معنای فکر کردن باشد فعل کنشی است.
مثال:

I think that coffee is great.
(.من اعتقاد دارم آن قهوه عالی است)

I’m thinking about the holiday.
(.من در حال فکر کردن به تعطیلات هستم)

have:

فعل have اگر به معنای داشتن یا مالک بودن باشد فعل حالتی است.
مثال:

I have a nice room.

و اگر به معنای «خوردن» یا «بیان تجربه ای مثل مهمانی، تصادف و …» باشد فعل کنشی است.

مثال:

I am having lunch.
I am having a party/a safe trip/a good flight.
I am having an accident/an experience.
I am having a look at him.
She is having a baby.
We are having a difficulty/trouble/fun/nice time.

see:

فعل see اگر به معنای «دیدن» یا «فهمیدن» باشد فعل حالتی و اگر به معنای «ملاقات کردن» یا «رابطه داشتن» باشد فعل کنشی است.
مثال:

I see what you mean.
(.منظور تو را می‌فهم)

I see her now.
(.من حالا او را می‌بینم)

I’ve been seeing my friend for three years.
(.من به مدت سه سال است که با دوستم ارتباط دارم)

I’m seeing her tomorrow.
(.من او را فردا ملاقات می‌کنم)

taste:

این فعل اگر به معنای «مزه دادن یا داشتن» باشد فعل حالتی و اگر به معنای «چشیدن» باشد فعل کنشی است.

مثال:

This soup tastes great.
(.این سوپ مزه عالی دارد)

The coffee tastes bitter.
(.این قهوه مزه تندی می‌دهد)

The chef is tasting the soup.
(.سرآشپز در حال بو کردنِ سوپ است)

smell:

فعل smell اگر به معنای «بو دادن یا داشتن» باشد فعل حالتی و اگر به معنای «بو کردن» باشد فعل کنشی است.
مثال:

The coffee smells bitter.
(.این قهوه بوی تندی می‌دهد)

The chef is smelling the soup.
(.سرآشپز در حال چشیدنِ سوپ است)

look:

فعل look اگر به معنای «بنظر رسیدن» باشد فعل حالتی و اگر به معنای «نگاه کردن» باشد فعل کنشی است.
مثال:

The coffee looks bitter.
(.این قهوه تند بنظر می‌رسد)

The chef is looking at the soup.
(.سرآشپز در حال نگاه کردن به سوپ است)

feel:

فعل feel اگر به معنای «اعتقاد داشتن» باشد فعل حالتی و اگر به معنای «احساس کردن» باشد فعل کنشی است.
مثال:

I don’t feel that this is a good idea.
(.من اعتقاد ندارم که این یک ایده خوب است)

I am feeling bad.
(.من احساس بدی دارم)

مطالب مرتبط:

تفاوت افعال کنشی و ربطی

6 دیدگاه‌ها

  1. عالی
    من که متوجه شدم

  2. ممنون از مطلب بسیار ارزشمندتون

  3. توضیحاتتون عالی هستن🌺

  4. عالی بود .فقط منبعش رو ذکر کنید. کدام کتاب گرامری دانشگاهیه

  5. سلام،افعال کنشی و حالتی برای تمام زمانها کاربرد داره و فقط افعال حرکتی در زمان استمراری استفاده نمیشه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *